نماد سایت خانه‌ مجازی صادق کریمی

واقعیتِ مجازی

چند باری پیش آمده که با بعضی از مخاطبانم در فضای مجازی ارتباط گرفته‌ام.

از آن‌ها چند سؤال ساده راجع به مطالب کانالم پرسیده‌ام. جواب‌هایی که به من می‌دادند برایم جالب بود. آن‌ها تقریبا هیچ چیزی یادشان نبود.

بعضی مواقع به رفتار آدم‌ها دقت کرده‌ام. آن‌ها تقریبا ارتباط خاصی بین فضای مجازی و حقیقی ایجاد نمی‌کنند.

بر طبق همین مشاهداتم، به نتیجه رسیدم که این فضا، مثل یک صحنه‌ی تئاتر است. شاید هم یک تئاتر خیابانی.

من، چرا مطلبی را می‌نویسم و توی کانالم منتشر می‌کنم؟ شاید چندتا دلیل به شما بگویم، ولی این‌ها فقط چرت و پرت است. اصل قضیه را اگر بخواهی ببینی، چون دوست دارم آن را در معرض نمایش بگذارم. انگار از این در معرض نمایش گذاشتن لذت می‌برم.

شما چرا می‌آیید و آن را می‌خوانید؟ اصل قضیه را بخواهی ببینی، چون می‌خواهید لذت ببرید. یعنی اگر لذت نبرید، سالن را ترک می‌کنید.

آیا این وسط کسی چیزی یاد می‌گیرد؟ من می‌گویم نه.

کل قضیه‌ی فضای مجازی «لحظه محوری» است.

یعنی در لحظه من نمایشی را اجرا می‌کنم و شما هم در لحظه لذت می‌برید.

به همین خاطر به یک تئاتر خیابانی بیش‌تر شبیه است تا به یک تئاتر یک ساعته.

حالا اگر شما جایی در این فضا به دلیل آموزش دیدن حضور داشته باشید، یا برای خرید و فروش، فرق می‌کند و من کاری با آن‌ها ندارم.

چرا یک کانال اگر بعد از مدتی پست جدیدی منتشر نکند، مخاطبین کانال ریزش می‌کنند؟

چون صحنه‌ی آن‌جا خالی است. نمایش جدیدی اجرا نمی‌شود. آیا آن کانال بی ارزش است؟ نه لزوما، ولی نمایش جدیدی روی صحنه نمی‌برد.

چرا بعد از مدتی صاحب یک کانال تصمیم می‌گیرد آن را رها کند؟ حالا اصطلاحا می‌گوید پست‌هایم بازخورد نداشت. ولی پشت این حرف، این است که چون برای نمایشی که اجرا کرده، تشویق حضّار را ندیده، آن را رها کرده.

چرا شما یک مطلبی را برای دیگری فوروارد می‌کنید؟ فکر می‌کنید او چیزی یاد می‌گیرد؟ نه، اشتباه می‌کنید.

دیده‌اید یک بچه وقتی یک گربه را می‌بیند چه ذوقی می‌کند؟ چه‌طور آن ذوق کردن را به نمایش می‌گذارد؟ می‌گوید: ئه بابا…بابا…پیشی!…پیشی!

او به خاطر ما این کار را نمی‌کند. به خاطر خودش این نمایش را بازی می‌کند. خودش دارد ذوق می‌کند.

ما این ذوق کردن را به اشتراک می‌گذاریم. این یک نمایش است. می‌گوییم: علی، ببین، ببین استاد الاهی قمشه‌ای چه‌قدر قشنگ این بیت مولانا رو توضیح می‌ده! ببین!

ما البته یک موجود زنده‌ایم و ناگزیریم از اجرای نمایش‌ها.

ما اگر تماشاچی نداشته باشیم، دیگر بازی نمی‌کنیم.

اگر نمایش فوت کردن کیک تولد را که ما داریم بازی می‌کنیم، مخاطب نداشته باشد که ما را ببیند و برای ما دست بزند، آن را بازی نمی‌کنیم. و این، هیچ اشکالی ندارد. چون این در ذات ماست و ما همه این را پذیرفته‌ایم و به رسمیت شناخته‌ایم.

خروج از نسخه موبایل