سگ صادقیادداشتها10 آذر, 1402 آخرِ جادهی آسفالت میخورد به جادهی خاکی، و من باید آن راه را پیاده میرفتم تا برسم به یک کارخانه. … ادامه خواندن
راحت صادقیادداشتها8 آذر, 1402 گفت: آره. یه نفر بود، مجرد بود و خونهی پدر و مادرش زندگی میکرد. اونا اذیتش میکردن و اینم با … ادامه خواندن
هنر برای مردم؟! صادقیادداشتها20 اسفند, 1401 بسیار شنیدهاید که فلان هنرمند میگوید؛ من این اثر هنری را برای مردم خلق کردهام، یا میگوید؛ به عشق مردم … ادامه خواندن
معاصر خوانی | در این سرای بیکسی صادقآثار, شبهای ادبیات11 آبان, 1401 درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند...ادامه خواندن
اغتشاش بازی صادقیادداشتها12 مهر, 1401 سه تا نیم وجبی توی خانه، دستانشان را به هم قفل کردهاند و...ادامه خواندن
معاصر خوانی/ آمد درست زیر شبستان گل نشست صادقآثار, شبهای ادبیات28 فروردین, 1401 آمد درست زیر شبستان گل نشست...ادامه خواندن
معاصر خوانی/ برف بارید و شعر یادم داد صادقآثار, شبهای ادبیات28 فروردین, 1401 پشت این شیشه برف می باردادامه خواندن
خسته… صادقآثار, متن ادبی28 فروردین, 1401 خسته - چونان بی حوصله گانی که در آستانهی خوابند...ادامه خواندن
سعدی خوانی/ خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟ صادقآثار, شبهای ادبیات28 فروردین, 1401 خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست | طاقت بار فراق این همه ایامم نیستادامه خواندن
سعدی خوانی/ دیر آمدی ای نگار سرمست صادقآثار, شبهای ادبیات28 فروردین, 1401 دیر آمدی ای نگار سرمستادامه خواندن
شبهای ادبیات